دوشنبه, مرداد ۳۰, ۱۳۹۶
اخبار تازه:

بایگانی برچسب ها : شادی سابُجی

وقتی ردیف و قافیه‌ام ـ شادی سابجی

وقتی ردیف و قافیه‌ام مشوش است وقتی تمام قافیه‌ام پر غم است وقتی که خون، شرشره از اشک جاری است وقتی که روح و دل‌ام در کبودی است دیگر نه رنگ و نور، نه فصل و نه بو و طعم فرقی میان این من و آن “مردهِ تن” نمانده است ... بیشتر بخوانید

عمو که مرد ـ شعری از: شادی سابجی

عمو که مرد بافورها خاموش و معشوقه ها خاموش تر ماندند عمو که مرد خمودی سهم درختان شد تا آبرو رودی جاری نشود جیک جیک گنجشگان سحر گاه نشود عمو که مرد تفاله های شهر زیر تابوتش تانگو رقصیندند عمو که مرد نماز نمی خواند نه عمودی نه افقی که ... بیشتر بخوانید

این روزها بی‌چتر مانده‌ام ـ شادی سابجی

وقتی که جغدِ شب دیگر در چشمهام چراغ ماه را فروزان نمی‌کند وقتی که آوارِ مردگی در کوچه کوچه‌های تنم آواز می‌شود وقتی که بانگِ خودکشی گوشش به زنگ با ردِ پای سحر بیدار می شود! وقتی که فقر از جیب‌های کتم سکه می‌خَرد وقتی که اشک لیوان تشنگی‌ام را ... بیشتر بخوانید

سقوط در ابتذال زنان ایرانی کاندیدای مجلس شورا ـ شادی سابجی

یادداشتی در مورد دو نمونه از زنان نماینده ی مجلس شورا در ساختار جمهوری اسلامی —————————————————-   در آستانه ی انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی و مجلس خبرگان در هفت اسفند ماه سال جاری هستیم. در این نوشتار قصد دارم با نگاهی پرسشگرانه و مقایسه ایی، به دو زن ایرانی داوطلب ... بیشتر بخوانید

سایه‌ها افتاده بر سرهای گل‌ها ـ شادی سابجی

سایه ها افتاده بر سرهای گل ها سایه های ابرهای خشم و طوفان رعد و برقی پر ز کینه بارشی از ترس سینه تا بشوید یا بکوبد سقف ها را چشم های شیشه ایی را گاه روییده ز سقفی گاه روییده ز دیوار سایه ها، سایه ها زیر رانِ صبحِ ... بیشتر بخوانید

جمهوری جهل و جنون ـ شادی سابجی

جمهوری جهل و جنون جمهوری ناله و خون جمهوری رنگ و ریا جمهوری ملا و بلا جمهوری ضحاک و دو مار جمهوری مغزان و فرار جمهوری خواب رفته در اوجِ فنون جمهوری رنجوری گل های خزان خورده به خون جمهوری بازجوی رویا و امید جمهوری بیزاری گل های مقاوم در ... بیشتر بخوانید

طرح فراخوان ادبی جهت شرکت در برنامه ی «زورقِ ادبیاتِ ایران در آب های دور»

دعوتی برای ناشران، نویسندگان، مترجمان و شاعران خارج از کشور در شبکه ی تلویزیون اینترنتی میهن تی وی (مدیریت:سعید بهبهانی)   ایده و اجرا: شادی سابُجی ——————————–  فلسفه ی ایجاد این طرح: امروزه با توجه به تعدد نویسندگان، مترجمان و شاعران خارج از کشور ا چه به صورت مهاجرت چه ... بیشتر بخوانید

و ساحل بی قرارش بود ـ شادی سابُجی

دور دستی مردِ دریا بود و تنهایی مادرِ نازای ساحل بی قراری کرد اندکی با ناز و عشوه اندکی با مکر و ترفندی زنانه در دهان موج ها انداخت حرفش را کودکی می خواست بس زیبا و بس شیرین بلکه شاید مرهمی بر آتشِ مادر شدن باشد آتش این عشق ... بیشتر بخوانید

پناهجو ـ شادی سابُجی

پناهجو آب های یونان و قطارهای اتریش جزیره ها، کشتی ها، بندرها ایستگاه ها منتظرِ هیچ موجی نبودند که سیلِ آمدنت ناگهان این چنین بی تابشان کرد پناهجو جامدان کوچک ات که خالی است ! تو با کدام لباسِ گرم به آغوشِ سرد خاکِ خشاب فروش پناه می آوری؟ پناهجو ... بیشتر بخوانید

تولد است ـ شادی سابُجی

  در انتهای کوچک دالان کاگلی، تولد است یک مردِ مرد نوشته دو خطی ز دیوِ شهر پاداش و سهم نوشته اش، ولی اما شهادت است   در انتهای کوچک دالان کاگلی، تولد است ماندم هجومِ شهر که با شور می دود خود سوی پیرزنی هم که گوهر است   ... بیشتر بخوانید