Timber by EMSIEN-3 LTD
برچسب مطالب برچسب شدند با "کانون نویسندگان ایران در تبعید"

کانون نویسندگان ایران در تبعید

توسط -
0 2
گزارش نشست کانون نویسندگان ایران(در تبعید)

 نشست همگانی کانون نویسندگان ایران (در تبعید) از دوم تا سوم ماه دسامبر ۲۰۱۶ در شهر فرانکفورت آلمان برگزار شد.

نویسندگان شرکت­کننده در این نشست، از شهرها و کشورهای گوناگون اروپا و آمریکا گردآمده بودند تا با بررسی عملکرد و فعالیت­های کانون، راهکار دورۀ بعدی فعالیت­ها و روابط درونی خود را تنظیم و هماهنگ کنند.

نشست با گزارش سه تن از دبیران دورۀ پیشین کانون (سیاگزار برلیان، حسن حسام و مسعود نقره‌کار) آغاز شد و اعضای هیئت دبیران با برشماری فعالیت­های انجام شده و ارائه نظر در زمینه کارائی این فعالیت­ها، زمینه بررسی و نقد کارکرد خود را فراهم آوردند.

نویسندگان حاضر در محل نشست، ۲۰ نفر و حاضرین در پالتاک ۴ نفر بودند. برخی از اعضای کانون که پیش از آن برای شرکت در نشست ثبت نام کرده بودند، به سبب گرفتاری‌های ناگهانی نتوانسته بودند، حضور یابند. از این‌رو، علت عدم حضور آنان توضیح داده شد. برخی دیگر نیز با فرستادن پیام، برگزاری نشست را تائید و برای شرکت کنندگان آرزوی موفقیت کرده بودند.

نشست کانون بررسیِ مسائل مربوط به عملکرد کانون و هیئت دبیران، تصویب عضویت­های تازه، سایت کانون، دفترهای کانون، اصلاحیه اساسنامه، صدور قطعنامه­ها و انتخابات را در دستور کار خود قرار داد و در مدت دو روز با نقد و بررسی این مسائل و تائید گزارش هیئت دبیران و صدور اطلاعیه­ای در دفاع از آزادی اندیشه و بیان و محکوم کردن هجوم ماموران جمهوری اسلامی به مراسم بزرگداشت خاطره نویسندگان به قتل رسیده کار خود را پایان داد.

اعضای هیئت دبیران منتخب این نشست عبارتند از:

اعظم نوراله خانی، منوچهر دوستی و عباس سماکار.

مطابق مصوبات کانون، دو تن دیگر از اعضای کشورهای آمریکا و کانادا به انتخاب اعضای کانون در این دو کشور، به عنوان دبیر به سه تن دبیران اروپا می­پیوندند تا با هم، هیئت پنج نفره دبیران کانون را تشکیل دهند.

نشست همگانی کانون نویسندگان ایران در تبعید، با آرزوی جهانی فارغ از خفقان و سرکوبِ آزادی اندیشه و بیان کار خود را به سرانجام رساند و در پی آن نویسندگان حاضر، در مراسم جشنوارۀ شعر، داستان و نقد ادبی شرکت کردند.

 

هیئت رئیسه نشست همگانی کانون نویسندگان ایران در تبعید

عباس سماکار، بهرام رحمانی، علی کامرانی

۳ دسامبر ۲۰۱۶ فرانکفورت آلمان

بیانیه کانون نویسندگان ایران در تبعید

مردم آزاده و مبارز ایران

حکومت سلطه یافته بر جامعۀ ما، در هیجدهمین سالگرد قتل خوفناکِ نویسندگانی چون جعفر پوینده و محمد مختاری، با هجوم وحشیانه به گردهمائی اعضای کانون نویسندگان ایران، پرده دیگری از سیاست سرکوب و اختناق خود را به نمایش گذاشت.

مأموران جمهوری اسلامی، از گردهمائی مردمی که برای بزرگداشت خاطرۀ شکوهمند نویسندگان خود در گورستان امامزاده طاهر گرد آمده بودند جلوگیری کردند و تنی چند از آنان را زیر ضرب وحشیانه گرفتند و چند تن از نویسندگان را نیز دستگیر و مورد شکنجه قرار دادند.

دستگیرشده‌گان عبارت بودند از: ناصر زرافشان وکیل پروندۀ قتل‌های زنجیره‌ای (که به اتهام «پذیرش وکالت این پرونده» محاکمه شد و ۵ سال زندان کشید)، مزدک زرافشان، بکتاش آبتین و محمد مهدی‌پور. فاطمه سرحدی‌زاده نیز مورد هجوم واقع شد و ماموران تلفن دستی او را ربودند.

جمهوری اسلامی تنها این بار نیست که چنین فاجعه‌ای را رقم می‌زند. ستم این رژیم، نزدیک به سی و هشت سال است که ادامه دارد و پس از کشتار بسیاری از آزادیخواهان، اکنون بار دیگر نوبت به نویسندگان رسیده است تا هر اعتراضی را بکشد.

جمهوری اسلامی اکنون بیش از پیش در پذیرش آزادی دگراندیشان ناتوان است و این هجوم تازه، نشانۀ ذلت این رژیم در غلبه بر بحران خود است.

نشست همگانی کانون نویسندگان ایران در تبعید، هم‌زمان با این هجوم برگزار بود و جمع نویسندگان حاضر در این نشست، با شنیدن این اخبار وحشتناک بر آن شد تا با انتشار این اطلاعیه، نفرت و انزجار خود را از  این سرکوب ابراز و پشتیبانی خود را از نویسندگان و آزادیخواهانی که دل‌شان برای آزادی اندیشه و بیان می‌تپد اعلام کند.

 

نشست همگانی کانون نویسندگان ایران در تبعید

سوم دسامبر ۲۰۱۶

فرانکفورت آلمان

 

توسط -
0 3
گزارش کانون نویسندگان ایران از جشنواره‌ی شعر، داستان و نقد ادبی

http://www.azadi-b.com/J/file/Gozaresh-14-okt-Stockholm.pdfلطفا برای مطالعه‌ی گزارش جشنواره‌ی کانون نویسندگان ایران(در تبعید)، بر روی فایلِ pdf کلیک کنید.

gozaresh-14-okt-stockholm

 هم میهنان

آزادی خواهان و عدالت جویان

در تمامی سی و هفت سالِ سلطه نظام  جمهوری اسلامی ، روزی نیست که از اعدام و زندان وآزار و محرومیتِ دگراندیشان و همه لایه های اجتماعی و شهروندی سخنی در میانه نباشد. سرکوب در همه عرصه های اجتماعی و فردی، جزء لاینفک سیاست  آزادی ستیزان و فرهنگ گریزان حاکم بر ایرانِ در بند است.

همه اخبار و روایات روزانه ازاعدام ها و بگیر و ببند ها، سانسور و سرکوب ها، بستن دهان ها و شکستن قلم ها توسط حکومتیان حکایت دارند.  و روز به روز سرکوب دولتی تشدید می شود و مردمان ایران را همه جانبه زیر فشار و تهدید قرار داده است.  تنها در تهران به گفته دولتیان هفت هزار “سربازمخفی امام زمان ” ریزو درشت حرکات مردم را می پایند. در این خشونتِ سازمان یافته، هیچ فرد و هیچ نیرویی مصون نیست وجهان شاهد مداوم و روزانه این بیداد گری است .

نویسندگان وروزنامه نگاران، کارگران، آموزگاران، روشنفکران و دگراندیشان، زنان ، دانشجویان، سینما گران ، بازیگر و خواننده و نوازنده ، کارگردان و آهنگ ساز و سایر هنرمندان درهمه عرصه ها، جوانان بویژه دختران و کوشندگان و کنشگران جامعه مدنی، مردمان سراسر ایران همه و همه ، زخمیِ استبدادی فراگیرند.

همکاران و یارانِ نویسنده ما در چنین فضای نفس گیری قلم می زنند. آنان در دفاع از آزادی بدون حصر و استثنای اندیشه و بیان و قلم برای همگان، رو در روی حکومت سرکوب و سانسورایستاده اند و از هویت خود به عنوان نویسنده دفاع می کنند .و در این راه همچون کارگران و معلمان و سایر شهروندان، هزینه داده و نقد جان باخته اند و باشندگانش همچنان بر سر پیمان ایستاده اند.

رژیم سانسور و سر کوب هر روز برای فلج کردن قلم زنان ترفندی تازه بکار می بندد. روزی با وعده و وعید و نشان دادن هویج سست پیمانان را ازپا می اندازد و صدایشان را خاموش می کند، و روزِ دیگر نویسندگانی را که قامت افراشته به  دفاع از آزادی قلم و رهایی انسان کمر بسته اند، یا به قتل می رساند یا به بند می کشد ویا ممنوع الانتشارشان می کند.

آخرین ترفند حکومت سانسور را برای چندمین بار درمراسم ” کتاب سال ” و نمایشگاه کتاب” ، حسن روحانی رئیس جمهور مکار به کار بسته است: ” کار ممیزی کتاب رابه انجمن نویسندگان و ناشران بسپارید…” و اگر اثری امنیت ملی را به مخاطره اندازد، به ارکان خانواده صدمه برساند، و به مقدسات توهین کند، باید سانسور شود:  ” من نمی‌گویم ممیزی باشد یا نباشد، می‌گویم نمی‌شود برای ممیزی صد اصل درست کنیم. اخلاق به عنوان یک اصل باشد و مقدسات و امنیت ملی هم به عنوان اصول دیگر.”

ترفند نابکارانه و ناشیانه ای که پشت این داعیه روحانی پنهان است، البته بر همگان آشکار است .در یک کلام او ممیزی( سانسور) را تائید می کند و می خواهد هزینه رسوایی سانسور رسمی و دولتی را از دوش حکومت بر دارد و بر شانه ناشران بگذارد، ناشر هم که سرمایه را به خطر نمی اندازد یعنی نمی تواند به خطر بیاندازد چراکه کارش تعطیل می شود.  پس ناشران هم به ناچار باید بار سانسور را بر شانه مظلوم نویسنده بگذارند و او را به خود سانسوری ناچار کنند. نتیجه این سیاست مزورانه دولت ” تدبیرو امید ”  فشار و فشار هر چه بیشتر به نویسنده وخرد کردن توان خلاقانه اوست . نویسنده یا باید از خیر انتشار آزادانه اثر بگذرد و یا خطر رودر رویی با حکومت سانسور و سر کوب را به جان بخرد و به خود سانسوری خفت بار و ویرانگر تن دردهد.  به زبان ساده تربه عنوان نویسنده خود سوزی و خودکشی کند.

همکاران و یاران ما البته در برابرترفند مزورانه مدعی ساکت ننشسته اند وفردی و جمعی پاسخ کوبند ه ای به یاوه گویان حکومتی داده اند و سیاست نهادینه کردن خود سانسوری روحانی را بر ملا کرده و علیه آن ایستاده اند

کانون نویسندگان ایران در تبعید که وظیفه اصلی خود را دفاع بی قید و شرط از همه نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران و سایر مردمان آزادی خواه و عدالت جو می داند، این سیاست ارتجاعی دولتی را محکوم می کند. ما بر تولید خلاقانه ـ مستقل از هر ملاحظه و قید و شرط ـ  پای می فشریم و با حمایت پیگیر از همکاران و یاران مان در کانون نویسندگان ایران و همۀاهل قلم آزادیخواه ، صدای اعتراض مظلومانه شان را در سطح جهان بازتاب می دهیم و در این راه تمامی قلم زنان و انجمن های قلم جهانی را به همیاری و همراهی فرا می خوانیم .

نویسنده وفادار به مردم، در برابر قدرت است  و با تکیه بر سیالیت اندیشه خلاق و قلم خود، به هیچ دولت و قلدری، تمکین نخواهد کرد.

 

 

هیات دبیران کانون نویسندگان ایران ” در تبعید”

 

31 ادریبهشت 1395/ بیستم ماه مه 2016

توسط -
0 0

پژوهشگر برجسته تاریخ ،ادیب و نویسنده وهنر شناس ، بانویی  پیشرو، پرشوروجسورو پر تحرک از میان ما رفت.

هما ناطق عمر پُربار خود را صرف پژوهش و تدریس تاریخ ایران کرد که نتایج کار پرارج او دست یافتن به زوایای تازه ای از تاریخ دویست ساله ایران است، زوایایی که بر پاره ای ناروشنایی های رویدادهای این دوره تاریخ روشنی افکنده و چشم انداز تازه ای را گشوده است

هما ناطق روشنفکر و محقق آزاده و ترقی خواهی بود که کارش تنها غرقه شدن در کتاب ها خلاصه نمی شد. او در صحنه عمل هم حاضر بود و همدست مردمان، علیه استبداد ِ آزادی ستیز و فرهنگ گریزـ چه در دوره ستمشاهی و چه در برابر ارتجاع حاکم ـ می ایستاد.

او باورش رابه آزادی ِ بدون حصرو استثنای اندیشه و بیان و قلم، و مخالفت اش را با خودکامگی و استبداد درهر شکل آن، هرگز پنهان نمی کرد، چه در کلاس های درس، چه در آثار مکتوب و چه در سخنرانی های پر شورش در آستانه انقلاب.

هماناطق در کانون نویسندگان ایران هم برابرجریان فشارهای عوامل یا هوادار رژیم اسلامی با بی پروایی تمام از باورها یش در دفاع آزادی قلم و علیه سانسور پای می فشرد

دراواخردوره دوم فعالیت کانون که مصادف با سرکوب سال شصت بود، هم زمان بایورش سرکویگران حکومت اسلامی به محل رسمی کانون ومصادره اسنادش، هیئت دبیران وقت برای مبارزه با سانسور و سرکوب ، جلسات مخفی بر گزارمی کرد.هما ناطق عضو هیئت دبیران کانون، با استواری تمام دراین جلسات شرکت می کرد و مسئولیت ها و ماموریت های اصلی را می پذیرفت .درآن روز های سیاه کشتار و بگیر وبه بند سال شصت، نه تنها فعالین سیاسی که بسیاری از خانواده اهل قلم هم ناچار به خروج از کشور شدند.

هما ناطق در همان روز های نخستینِ خروج اجباری از ایران، با همراهی  شماری از اعضای کانون که چون خوداو به تبعید گرفتار آمده بودند، در ادامه تلاش هایشان در ایران ، کانون نویسندگان ایران ” در تبعید ” را بنیان نهادند. هما ناطق بااولین اتنخابات، درهیئت سه نفره دبیران کانون به همراه زنده یاد غلامحسین ساعدی و نعمت آزرم گزین شد و در تدوین منشور و اساسنامه کانون نقش اساسی به عهده گرفت

کانون نویسندگان ایران ” در تیعید ” از خاموشی همکار ارجمند خود هما ناطق ،اندوهگین است، تلاش های پر ثمر او را در همه حوزه ها ارج می نهد وبه وابستگان ، بویژه فرزندان نازنین و جامعه بزرگ اهل قلم وهمه آزادی خواهان، تسلیت می گوید.

بی گمان هما ناطق در آثار ارزنده اش زنده است و نام و یاد و یادگار های خلاقانه پژوهشی اش هماره ماندگارخواهد ماند.

 

کانون نویسندگان ایران ” در تبعید”

چهارم ژانویه ۲۰۱۶/ ۱۴ دی ماه ۱۳۹۴