
اطلاعیه
هنوز فریادشان از ژرفای آب و از زیر خاک به گوش میرسد.
جنایتهای هولناک رژیم پلاین جنایتهای خونین، از سوی کثیفترین و درندهخوترین حاکمیتی به انجام رسیده است که در جهان نمونهی بارز سلطه، خفقان و ستمگری است. بیداد علیه مردمی که برای دفاع از زندگی، آزادی و حقوق خود سالهای درازی است که به خیابانها میآیند و پاسخشان گلوله، دستگیری، شکنجه و دردناکترین مرگهاست.
ید جمهوری اسلامی، تاریکترین فصل زندگی را در سراسر جامعهی ما رقم زده است.
جمهوری اسلامی فرزندان مردم را میرباید، شکنجه میکند، و با دست و پای شکسته و بدنهای پارهپاره، در پوشش کیسههای پلاستیک و موکت، به رودخانهها، دریاچهها و آبهای پشت سدها میاندازد، یا زیر خاک پنهان میکند تا کردارِ پلشتِ خود را بپوشاند. در کنار این جنایتها، دستگاه سرکوب همواره با سیاستِ «تکذیبِ گسترده» میکوشد حقیقت را وارونه جلوه دهد؛ لاپوشانیهای شتابزده و هماهنگ که خود به نشانهای از عمق جنایت تبدیل شده است. اما حاکمانِ این سلسلهی دین و درندهخویی، در برابر پرسشِ مادران و بازماندگان، خود را بیاطلاع نشان میدهند و حتی حاضر نیستند جسدهای این قربانیان را بازگردانند.
این رژیم پلید، حتی خبرنگاران و کسانی را که با تهیهی عکس و فیلم و خبر، مردم را از این رویدادهای هولناک آگاه میسازند، سرکوب میکند و به زندان میافکند. اقدام دیگر رژیم، تخریبِ قطعهی چهلویکِ بهشت زهرا و ساختنِ پارک بهجای آن، نمونهای شکستخورده از تلاش برای بهفراموشیسپردنِ یادِ جانباختگان و آزادیخواهان است؛ غافل از آنکه نام و یاد آنان را از خاطرهی جمعی با انجامِ اینگونه شگردهای سوخته نمیتوان زدود. خاورانها در سرتاسر ایران گواهانِ این بهیادماندن و بهفراموشینسپردنهاست.
خشم و نفرت مردمِ رنجکشیدهی ایران در برابر این حاکمانِ اسلامی و جنایتپیشه بیاندازه است و پرسش این است که پاسخشان در برابر وجدانِ بشری چیست؟
این جنایتها نمونههای کوچکی از ستمیست که در درازای این سالهای تباهی رخ داده است.
کانون نویسندگان و انجمنِ قلم ایران (در تبعید)، بنا بر آرمان و منشورِ خود، پشتیبانِ آرمانهای مردمیست که نزدیک به نیم قرن زیرِ بیداد و جورِ این حاکمانِ شرور زیستهاند.
نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
کانون نویسندگان ایران – انجمن قلم ایران (در تبعید)
آبانماه ۱۴۰۴